خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
1
2
3
4
5
6
7
8
9
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیمزاد راه حرم وصل نداریم مگراشک آلوده ما گر چه روان است ولیلذت داغ غمت بر دل ما باد حرامنقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زدعشوه​ای از لب شیرین تو دل خواست به جانتا بود نسخه عطری دل سودازده راچون غمت را نتوان یافت مگر در دل شادبر در مدرسه تا چند نشینی حافظبه ره دوست نشینیم و مرادی طلبیمبه گدایی ز در میکده زادی طلبیمبه رسالت سوی او پاک نهادی طلبیماگر از جور غم عشق تو دادی طلبیممگر از مردمک دیده مدادی طلبیمبه شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیماز خط غالیه سای تو سوادی طلبیمما به امید غمت خاطر شادی طلبیمخیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search