ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
1
2
3
4
5
6
7
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیمدل بیمار شد از دست رفیقان مددیآن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفتخشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاستمدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نهسایه طایر کم حوصله کاری نکنددلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاستغم هجران تو را چاره ز جایی بکنیمتا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیمبازش آرید خدا را که صفایی بکنیمتا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیمکار صعب است مبادا که خطایی بکنیمطلب از سایه میمون همایی بکنیمتا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search