غزلیات
[صفحه 9]
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
بیا که رایت منصور پادشاه رسید
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
معاشران گره از زلف یار باز کنید
الا ای طوطی گویای اسرار
عید است و آخر گل و یاران در انتظار
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
شب وصل است و طی شد نامه هجر
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز
درآ که در دل خسته توان درآید باز
حال خونین دلان که گوید باز
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
دلم رمیده لولیوشیست شورانگیز
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
درد عشقی کشیدهام که مپرس
پیشین
1
5
6
7
8
9
10
11
12
13
17
پسین
Home
Browse
Search pattern
Search