1 2 3 4 5 6 7 8
| صوفی بیا که آینه صافیست جام راراز درون پرده ز رندان مست پرسعنقا شکار کس نشود دام بازچیندر بزم دور یک دو قدح درکش و بروای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیشدر عیش نقد کوش که چون آبخور نماندما را بر آستان تو بس حق خدمت استحافظ مرید جام می است ای صبا برو | | تا بنگری صفای می لعل فام راکاین حال نیست زاهد عالی مقام راکان جا همیشه باد به دست است دام رایعنی طمع مدار وصال دوام راپیرانه سر مکن هنری ننگ و نام راآدم بهشت روضه دارالسلام راای خواجه بازبین به ترحم غلام راوز بنده بندگی برسان شیخ جام را |