ساقی به نور باده برافروز جام ما
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
ساقی به نور باده برافروز جام ماما در پیاله عکس رخ یار دیده​ایمهرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشقچندان بود کرشمه و ناز سهی قدانای باد اگر به گلشن احباب بگذریگو نام ما ز یاد به عمدا چه می​بریمستی به چشم شاهد دلبند ما خوش استترسم که صرفه​ای نبرد روز بازخواستحافظ ز دیده دانه اشکی همی​فشاندریای اخضر فلک و کشتی هلالمطرب بگو که کار جهان شد به کام ماای بی​خبر ز لذت شرب مدام ماثبت است بر جریده عالم دوام ماکاید به جلوه سرو صنوبرخرام مازنهار عرضه ده بر جانان پیام ماخود آید آن که یاد نیاری ز نام مازان رو سپرده​اند به مستی زمام مانان حلال شیخ ز آب حرام ماباشد که مرغ وصل کند قصد دام ماهستند غرق نعمت حاجی قوام ما

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search