می​دمد صبح و کله بست سحاب
1
2
3
4
5
6
7
8
می​دمد صبح و کله بست سحابمی​چکد ژاله بر رخ لالهمی​وزد از چمن نسیم بهشتتخت زمرد زده است گل به چمندر میخانه بسته​اند دگرلب و دندانت را حقوق نمکاین چنین موسمی عجب باشدبر رخ ساقی پری پیکرالصبوح الصبوح یا اصحابالمدام المدام یا احبابهان بنوشید دم به دم می نابراح چون لعل آتشین دریابافتتح یا مفتح الابوابهست بر جان و سینه​های کبابکه ببندند میکده به شتابهمچو حافظ بنوش باده ناب

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search