ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابتخوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوزدرویش نمی​پرسی و ترسم که نباشدراه دل عشاق زد آن چشم خماریتیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتهر ناله و فریاد که کردم نشنیدیدور است سر آب از این بادیه هش دارتا در ره پیری به چه آیین روی ای دلای قصر دل افروز که منزلگه انسیحافظ نه غلامیست که از خواجه گریزدو ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبتکاغوش که شد منزل آسایش و خوابتاندیشه آمرزش و پروای ثوابتپیداست از این شیوه که مست است شرابتتا باز چه اندیشه کند رای صوابتپیداست نگارا که بلند است جنابتتا غول بیابان نفریبد به سرابتباری به غلط صرف شد ایام شبابتیا رب مکناد آفت ایام خرابتصلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search