باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر استای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته​ایچون نقش غم ز دور ببینی شراب خواهاز آستان پیر مغان سر چرا کشیمیک قصه بیش نیست غم عشق وین عجبدی وعده داد وصلم و در سر شراب داشتشیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیمفرق است از آب خضر که ظلمات جای او استما آبروی فقر و قناعت نمی​بریمحافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک توشمشاد خانه پرور ما از که کمتر استکت خون ما حلالتر از شیر مادر استتشخیص کرده​ایم و مداوا مقرر استدولت در آن سرا و گشایش در آن در استکز هر زبان که می​شنوم نامکرر استامروز تا چه گوید و بازش چه در سر استعیبش مکن که خال رخ هفت کشور استتا آب ما که منبعش الله اکبر استبا پادشه بگوی که روزی مقدر استکش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search