المنه لله که در میکده باز است
1
2
3
4
5
6
7
8
9
المنه لله که در میکده باز استخم​ها همه در جوش و خروشند ز مستیاز وی همه مستی و غرور است و تکبررازی که بر غیر نگفتیم و نگوییمشرح شکن زلف خم اندر خم جانانبار دل مجنون و خم طره لیلیبردوخته​ام دیده چو باز از همه عالمدر کعبه کوی تو هر آن کس که بیایدای مجلسیان سوز دل حافظ مسکینزان رو که مرا بر در او روی نیاز استوان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز استوز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز استبا دوست بگوییم که او محرم راز استکوته نتوان کرد که این قصه دراز استرخساره محمود و کف پای ایاز استتا دیده من بر رخ زیبای تو باز استاز قبله ابروی تو در عین نماز استاز شمع بپرسید که در سوز و گداز است

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search