1 2 3 4 5 6 7
| کنون که بر کف گل جام باده صاف استبخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیرفقیه مدرسه دی مست بود و فتوی دادبه درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکشببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیرحدیث مدعیان و خیال همکارانخموش حافظ و این نکتههای چون زر سرخ | | به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف استچه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف استکه می حرام ولی به ز مال اوقاف استکه هر چه ساقی ما کرد عین الطاف استکه صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف استهمان حکایت زردوز و بوریاباف استنگاه دار که قلاب شهر صراف است |