1 2 3 4 5 6 7 8
| بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشتگفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیستیار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراضدر نمیگیرد نیاز و ناز ما با حسن دوستخیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیمگر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکنوقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیرچشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت | | و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشتگفت ما را جلوه معشوق در این کار داشتپادشاهی کامران بود از گدایی عار داشتخرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشتکاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشتشیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشتذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشتشیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت |