1 2 3 4 5 6 7 8
| چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمتبه نوک خامه رقم کردهای سلام مرانگویم از من بیدل به سهو کردی یادمرا ذلیل مگردان به شکر این نعمتبیا که با سر زلفت قرار خواهم کردز حال ما دلت آگه شود مگر وقتیروان تشنه ما را به جرعهای دریابهمیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد | | حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمتکه کارخانه دوران مباد بی رقمتکه در حساب خرد نیست سهو بر قلمتکه داشت دولت سرمد عزیز و محترمتکه گر سرم برود برندارم از قدمتکه لاله بردمد از خاک کشتگان غمتچو میدهند زلال خضر ز جام جمتکه جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت |