1 2 3 4 5 6 7 8 9
| دل من در هوای روی فرخبجز هندوی زلفش هیچ کس نیستسیاهی نیکبخت است آن که دایمشود چون بید لرزان سرو آزادبده ساقی شراب ارغوانیدوتا شد قامتم همچون کمانینسیم مشک تاتاری خجل کرداگر میل دل هر کس به جایستغلام همت آنم که باشد | | بود آشفته همچون موی فرخکه برخوردار شد از روی فرخبود همراز و هم زانوی فرخاگر بیند قد دلجوی فرخبه یاد نرگس جادوی فرخز غم پیوسته چون ابروی فرخشمیم زلف عنبربوی فرخبود میل دل من سوی فرخچو حافظ بنده و هندوی فرخ |