1 2 3 4 5 6 7
| دیر است که دلدار پیامی نفرستادصد نامه فرستادم و آن شاه سوارانسوی من وحشی صفت عقل رمیدهدانست که خواهد شدنم مرغ دل از دستفریاد که آن ساقی شکرلب سرمستچندان که زدم لاف کرامات و مقاماتحافظ به ادب باش که واخواست نباشد | | ننوشت سلامی و کلامی نفرستادپیکی ندوانید و سلامی نفرستادآهوروشی کبک خرامی نفرستادو از آن خط چون سلسله دامی نفرستاددانست که مخمورم و جامی نفرستادهیچم خبر از هیچ مقامی نفرستادگر شاه پیامی به غلامی نفرستاد |