بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
1
2
3
4
5
6
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داددلم خزانه اسرار بود و دست قضاشکسته وار به درگاهت آمدم که طبیبتنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوشبرو معالجه خود کن ای نصیحتگوگذشت بر من مسکین و با رقیبان گفتکه تاب من به جهان طره فلانی داددرش ببست و کلیدش به دلستانی دادبه مومیایی لطف توام نشانی دادکه دست دادش و یاری ناتوانی دادشراب و شاهد شیرین که را زیانی داددریغ حافظ مسکین من چه جانی داد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search