آن کس که به دست جام دارد
1
2
3
4
5
6
7
8
9
آن کس که به دست جام داردآبی که خضر حیات از او یافتسررشته جان به جام بگذارما و می و زاهدان و تقوابیرون ز لب تو ساقیا نیستنرگس همه شیوه​های مستیذکر رخ و زلف تو دلم رابر سینه ریش دردمنداندر چاه ذقن چو حافظ ای جانسلطانی جم مدام دارددر میکده جو که جام داردکاین رشته از او نظام داردتا یار سر کدام دارددر دور کسی که کام دارداز چشم خوشت به وام داردوردیست که صبح و شام داردلعلت نمکی تمام داردحسن تو دو صد غلام دارد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search