1 2 3 4 5 6 7 8 9
| آن کس که به دست جام داردآبی که خضر حیات از او یافتسررشته جان به جام بگذارما و می و زاهدان و تقوابیرون ز لب تو ساقیا نیستنرگس همه شیوههای مستیذکر رخ و زلف تو دلم رابر سینه ریش دردمنداندر چاه ذقن چو حافظ ای جان | | سلطانی جم مدام دارددر میکده جو که جام داردکاین رشته از او نظام داردتا یار سر کدام دارددر دور کسی که کام دارداز چشم خوشت به وام داردوردیست که صبح و شام داردلعلت نمکی تمام داردحسن تو دو صد غلام دارد |