جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
1
2
3
4
5
6
7
8
9
جان بی جمال جانان میل جهان نداردبا هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدمهر شبنمی در این ره صد بحر آتشین استسرمنزل فراغت نتوان ز دست دادنچنگ خمیده قامت می​خواندت به عشرتای دل طریق رندی از محتسب بیاموزاحوال گنج قارون کایام داد بر بادگر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشانکس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظهر کس که این ندارد حقا که آن نداردیا من خبر ندارم یا او نشان ندارددردا که این معما شرح و بیان نداردای ساروان فروکش کاین ره کران نداردبشنو که پند پیران هیچت زیان نداردمست است و در حق او کس این گمان ندارددر گوش دل فروخوان تا زر نهان نداردکان شوخ سربریده بند زبان نداردزیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search