1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
| روشنی طلعت تو ماه نداردگوشه ابروی توست منزل جانمتا چه کند با رخ تو دود دل منشوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفتدیدم و آن چشم دل سیه که تو داریرطل گرانم ده ای مرید خراباتخون خور و خامش نشین که آن دل نازکگو برو و آستین به خون جگر شوینی من تنها کشم تطاول زلفتحافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب | | پیش تو گل رونق گیاه نداردخوشتر از این گوشه پادشاه نداردآینه دانی که تاب آه نداردچشم دریده ادب نگاه نداردجانب هیچ آشنا نگاه نداردشادی شیخی که خانقاه نداردطاقت فریاد دادخواه نداردهر که در این آستانه راه نداردکیست که او داغ آن سیاه نداردکافر عشق ای صنم گناه ندارد |