صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
1
2
3
4
5
6
7
8
9
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کردبازی چرخ بشکندش بیضه در کلاهساقی بیا که شاهد رعنای صوفیاناین مطرب از کجاست که ساز عراق ساختای دل بیا که ما به پناه خدا رویمصنعت مکن که هر که محبت نه راست باختفردا که پیشگاه حقیقت شود پدیدای کبک خوش خرام کجا می​روی بایستحافظ مکن ملامت رندان که در ازلبنیاد مکر با فلک حقه باز کردزیرا که عرض شعبده با اهل راز کرددیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کردو آهنگ بازگشت به راه حجاز کردزان چه آستین کوته و دست دراز کردعشقش به روی دل در معنی فراز کردشرمنده ره روی که عمل بر مجاز کردغره مشو که گربه زاهد نماز کردما را خدا ز زهد ریا بی​نیاز کرد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search