1 2 3 4 5 6 7
| دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردآه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیختاشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یاربرقی از منزل لیلی بدرخشید سحرساقیا جام میام ده که نگارنده غیبآن که پرنقش زد این دایره میناییفکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت | | چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کردآه از آن مست که با مردم هشیار چه کردطالع بیشفقت بین که در این کار چه کردوه که با خرمن مجنون دل افگار چه کردنیست معلوم که در پرده اسرار چه کردکس ندانست که در گردش پرگار چه کردیار دیرینه ببینید که با یار چه کرد |