یارم چو قدح به دست گیرد
1
2
3
4
5
یارم چو قدح به دست گیردهر کس که بدید چشم او گفتدر بحر فتاده​ام چو ماهیدر پاش فتاده​ام به زاریخرم دل آن که همچو حافظبازار بتان شکست گیردکو محتسبی که مست گیردتا یار مرا به شست گیردآیا بود آن که دست گیردجامی ز می الست گیرد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search