1 2 3 4 5 6 7
| کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشداز لعل تو گر یابم انگشتری زنهارغمناک نباید بود از طعن حسود ای دلهر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیزجام می و خون دل هر یک به کسی دادنددر کار گلاب و گل حکم ازلی این بودآن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر | | یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشدصد ملک سلیمانم در زیر نگین باشدشاید که چو وابینی خیر تو در این باشدنقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشددر دایره قسمت اوضاع چنین باشدکاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشدکاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد |