روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
1
2
3
4
5
6
7
8
روز هجران و شب فرقت یار آخر شدآن همه ناز و تنعم که خزان می​فرمودشکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلصبح امید که بد معتکف پرده غیبآن پریشانی شب​های دراز و غم دلباورم نیست ز بدعهدی ایام هنوزساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باددر شمار ار چه نیاورد کسی حافظ رازدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شدعاقبت در قدم باد بهار آخر شدنخوت باد دی و شوکت خار آخر شدگو برون آی که کار شب تار آخر شدهمه در سایه گیسوی نگار آخر شدقصه غصه که در دولت یار آخر شدکه به تدبیر تو تشویش خمار آخر شدشکر کان محنت بی​حد و شمار آخر شد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search