1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
| ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شدنگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشتبه بوی او دل بیمار عاشقان چو صبابه صدر مصطبهام مینشاند اکنون دوستخیال آب خضر بست و جام اسکندرطربسرای محبت کنون شود معمورلب از ترشح می پاک کن برای خداکرشمه تو شرابی به عاشقان پیمودچو زر عزیز وجود است نظم من آریز راه میکده یاران عنان بگردانید | | دل رمیده ما را رفیق و مونس شدبه غمزه مساله آموز صد مدرس شدفدای عارض نسرین و چشم نرگس شدگدای شهر نگه کن که میر مجلس شدبه جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شدکه طاق ابروی یار منش مهندس شدکه خاطرم به هزاران گنه موسوس شدکه علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شدقبول دولتیان کیمیای این مس شدچرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد |