زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
1
2
3
4
5
6
7
8
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شدصوفی مجلس که دی جام و قدح می​شکستشاهد عهد شباب آمده بودش به خوابمغبچه​ای می​گذشت راه زن دین و دلآتش رخسار گل خرمن بلبل بسوختگریه شام و سحر شکر که ضایع نگشتنرگس ساقی بخواند آیت افسونگریمنزل حافظ کنون بارگه پادشاستاز سر پیمان برفت با سر پیمانه شدباز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شدباز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شددر پی آن آشنا از همه بیگانه شدچهره خندان شمع آفت پروانه شدقطره باران ما گوهر یک دانه شدحلقه اوراد ما مجلس افسانه شددل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search