1 2 3 4 5 6 7 8
| در نمازم خم ابروی تو با یاد آمداز من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدارباده صافی شد و مرغان چمن مست شدندبوی بهبود ز اوضاع جهان میشنومای عروس هنر از بخت شکایت منمادلفریبان نباتی همه زیور بستندزیر بارند درختان که تعلق دارندمطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان | | حالتی رفت که محراب به فریاد آمدکان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمدموسم عاشقی و کار به بنیاد آمدشادی آورد گل و باد صبا شاد آمدحجله حسن بیارای که داماد آمددلبر ماست که با حسن خداداد آمدای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمدتا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد |