سحرم دولت بیدار به بالین آمد
1
2
3
4
5
6
7
8
سحرم دولت بیدار به بالین آمدقدحی درکش و سرخوش به تماشا بخراممژدگانی بده ای خلوتی نافه گشایگریه آبی به رخ سوختگان بازآوردمرغ دل باز هوادار کمان ابرویستساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوسترسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهارچون صبا گفته حافظ بشنید از بلبلگفت برخیز که آن خسرو شیرین آمدتا ببینی که نگارت به چه آیین آمدکه ز صحرای ختن آهوی مشکین آمدناله فریادرس عاشق مسکین آمدای کبوتر نگران باش که شاهین آمدکه به کام دل ما آن بشد و این آمدگریه​اش بر سمن و سنبل و نسرین آمدعنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search