1 2 3 4 5 6 7
| نقدها را بود آیا که عیاری گیرندمصلحت دید من آن است که یاران همه کارخوش گرفتند حریفان سر زلف ساقیقوت بازوی پرهیز به خوبان مفروشیا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خونرقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشدحافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست | | تا همه صومعه داران پی کاری گیرندبگذارند و خم طره یاری گیرندگر فلکشان بگذارد که قراری گیرندکه در این خیل حصاری به سواری گیرندکه به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرندخاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرندزین میان گر بتوان به که کناری گیرند |