طایر دولت اگر باز گذاری بکند
1
2
3
4
5
6
7
8
9
طایر دولت اگر باز گذاری بکنددیده را دستگه در و گهر گر چه نمانددوش گفتم بکند لعل لبش چاره منکس نیارد بر او دم زند از قصه ماداده​ام باز نظر را به تذروی پروازشهر خالیست ز عشاق بود کز طرفیکو کریمی که ز بزم طربش غمزده​اییا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیبحافظا گر نروی از در او هم روزییار بازآید و با وصل قراری بکندبخورد خونی و تدبیر نثاری بکندهاتف غیب ندا داد که آری بکندمگرش باد صبا گوش گذاری بکندبازخواند مگرش نقش و شکاری بکندمردی از خویش برون آید و کاری بکندجرعه​ای درکشد و دفع خماری بکندبود آیا که فلک زین دو سه کاری بکندگذری بر سرت از گوشه کناری بکند

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search