1 2 3 4 5 6 7 8 9
| غلام نرگس مست تو تاجدارانندتو را صبا و مرا آب دیده شد غمازز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگرگذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببیننصیب ماست بهشت ای خداشناس برونه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بستو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که منبیا به میکده و چهره ارغوانی کنخلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد | | خراب باده لعل تو هوشیارانندو گر نه عاشق و معشوق رازدارانندکه از یمین و یسارت چه سوگوارانندکه از تطاول زلفت چه بیقرارانندکه مستحق کرامت گناهکارانندکه عندلیب تو از هر طرف هزارانندپیاده میروم و همرهان سوارانندمرو به صومعه کان جا سیاه کارانندکه بستگان کمند تو رستگارانند |