دانی که چنگ و عود چه تقریر می​کنند
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
دانی که چنگ و عود چه تقریر می​کنندناموس عشق و رونق عشاق می​برندجز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوزگویند رمز عشق مگویید و مشنویدما از برون در شده مغرور صد فریبتشویش وقت پیر مغان می​دهند بازصد ملک دل به نیم نظر می​توان خریدقومی به جد و جهد نهادند وصل دوستفی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهرمی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسبپنهان خورید باده که تعزیر می​کنندعیب جوان و سرزنش پیر می​کنندباطل در این خیال که اکسیر می​کنندمشکل حکایتیست که تقریر می​کنندتا خود درون پرده چه تدبیر می​کننداین سالکان نگر که چه با پیر می​کنندخوبان در این معامله تقصیر می​کنندقومی دگر حواله به تقدیر می​کنندکاین کارخانه​ایست که تغییر می​کنندچون نیک بنگری همه تزویر می​کنند

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search