یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
1
2
3
4
5
6
7
8
9
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بودیاد باد آن که چو چشمت به عتابم می​کشتیاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انسیاد باد آن که رخت شمع طرب می​افروختیاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادبیاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدییاد باد آن که نگارم چو کمر بربستییاد باد آن که خرابات نشین بودم و مستیاد باد آن که به اصلاح شما می​شد راسترقم مهر تو بر چهره ما پیدا بودمعجز عیسویت در لب شکرخا بودجز من و یار نبودیم و خدا با ما بودوین دل سوخته پروانه ناپروا بودآن که او خنده مستانه زدی صهبا بوددر میان من و لعل تو حکایت​ها بوددر رکابش مه نو پیک جهان پیما بودوآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بودنظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search