1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
| پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودیاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبانپیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشنداز دم صبح ازل تا آخر شام ابدسایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شدحسن مه رویان مجلس گر چه دل میبرد و دینبر در شاهم گدایی نکتهای در کار کردرشته تسبیح اگر بگسست معذورم بداردر شب قدر ار صبوحی کردهام عیبم مکنشعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد | | مهرورزی تو با ما شهره آفاق بودبحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بودمنظر چشم مرا ابروی جانان طاق بوددوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بودما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بودبحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بودگفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بوددستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بودسرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بوددفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود |