کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجودبنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگبه دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگشد از خروج ریاحین چو آسمان روشنز دست شاهد نازک عذار عیسی دمجهان چو خلد برین شد به دور سوسن و گلچو گل سوار شود بر هوا سلیمان واربه باغ تازه کن آیین دین زردشتیبخواه جام صبوحی به یاد آصف عهدبود که مجلس حافظ به یمن تربیتشبنفشه در قدم او نهاد سر به سجودببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عودکه همچو روز بقا هفته​ای بود معدودزمین به اختر میمون و طالع مسعودشراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمودولی چه سود که در وی نه ممکن است خلودسحر که مرغ درآید به نغمه داوودکنون که لاله برافروخت آتش نمرودوزیر ملک سلیمان عماد دین محمودهر آن چه می​طلبد جمله باشدش موجود

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search