1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
| عید است و آخر گل و یاران در انتظاردل برگرفته بودم از ایام گل ولیدل در جهان مبند و به مستی سوال کنجز نقد جان به دست ندارم شراب کوخوش دولتیست خرم و خوش خسروی کریممی خور به شعر بنده که زیبی دگر دهدگر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هستزان جا که پرده پوشی عفو کریم توستترسم که روز حشر عنان بر عنان رودحافظ چو رفت روزه و گل نیز میرود | | ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیارکاری بکرد همت پاکان روزه داراز فیض جام و قصه جمشید کامگارکان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثاریا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دارجام مرصع تو بدین در شاهواراز می کنند روزه گشا طالبان یاربر قلب ما ببخش که نقدیست کم عیارتسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوارناچار باده نوش که از دست رفت کار |