نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیرز وصل روی جوانان تمتعی بردارنعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجویمعاشری خوش و رودی بساز می​خواهمبر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنمچو قسمت ازلی بی حضور ما کردندچو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشکبیار ساغر در خوشاب ای ساقیبه عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بارمی دوساله و محبوب چارده سالهدل رمیده ما را که پیش می​گیردحدیث توبه در این بزمگه مگو حافظهر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیرکه در کمینگه عمر است مکر عالم پیرکه این متاع قلیل است و آن عطای کثیرکه درد خویش بگویم به ناله بم و زیراگر موافق تدبیر من شود تقدیرگر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیرکه نقش خال نگارم نمی​رود ز ضمیرحسود گو کرم آصفی ببین و بمیرولی کرشمه ساقی نمی​کند تقصیرهمین بس است مرا صحبت صغیر و کبیرخبر دهید به مجنون خسته از زنجیرکه ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search