بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
1
2
3
4
5
6
7
8
بیا و کشتی ما در شط شراب اندازمرا به کشتی باده درافکن ای ساقیز کوی میکده برگشته​ام ز راه خطابیار زان می گلرنگ مشک بو جامیاگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کنبه نیم شب اگرت آفتاب می​بایدمهل که روز وفاتم به خاک بسپارندز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلتخروش و ولوله در جان شیخ و شاب اندازکه گفته​اند نکویی کن و در آب اندازمرا دگر ز کرم با ره صواب اندازشرار رشک و حسد در دل گلاب اندازنظر بر این دل سرگشته خراب اندازز روی دختر گلچهر رز نقاب اندازمرا به میکده بر در خم شراب اندازبه سوی دیو محن ناوک شهاب انداز

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search