دلم رمیده لولی​وشیست شورانگیز
1
2
3
4
5
6
7
8
دلم رمیده لولی​وشیست شورانگیزفدای پیرهن چاک ماه رویان بادخیال خال تو با خود به خاک خواهم بردفرشته عشق نداند که چیست ای ساقیپیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشرفقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمیبیا که هاتف میخانه دوش با من گفتمیان عاشق و معشوق هیچ حائل نیستدروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیزهزار جامه تقوا و خرقه پرهیزکه تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیزبخواه جام و گلابی به خاک آدم ریزبه می ز دل ببرم هول روز رستاخیزکه جز ولای توام نیست هیچ دست آویزکه در مقام رضا باش و از قضا مگریزتو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search