درد عشقی کشیده​ام که مپرس
1
2
3
4
5
6
7
درد عشقی کشیده​ام که مپرسگشته​ام در جهان و آخر کارآن چنان در هوای خاک درشمن به گوش خود از دهانش دوشسوی من لب چه می​گزی که مگویبی تو در کلبه گدایی خویشهمچو حافظ غریب در ره عشقزهر هجری چشیده​ام که مپرسدلبری برگزیده​ام که مپرسمی​رود آب دیده​ام که مپرسسخنانی شنیده​ام که مپرسلب لعلی گزیده​ام که مپرسرنج​هایی کشیده​ام که مپرسبه مقامی رسیده​ام که مپرس

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search