1 2 3 4 5 6 7 8
| صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخشطامات و شطح در ره آهنگ چنگ نهزهد گران که شاهد و ساقی نمیخرندراهم شراب لعل زد ای میر عاشقانیا رب به وقت گل گنه بنده عفو کنای آن که ره به مشرب مقصود بردهایشکرانه را که چشم تو روی بتان ندیدساقی چو شاه نوش کند باده صبوح | | وین زهد خشک را به می خوشگوار بخشتسبیح و طیلسان به می و میگسار بخشدر حلقه چمن به نسیم بهار بخشخون مرا به چاه زنخدان یار بخشوین ماجرا به سرو لب جویبار بخشزین بحر قطرهای به من خاکسار بخشما را به عفو و لطف خداوندگار بخشگو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش |