باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
1
2
3
4
5
6
7
8
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدشای دل اندربند زلفش از پریشانی منالرند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کارتکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریستبا چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرامنازها زان نرگس مستانه​اش باید کشیدساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چندکیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رودبر جفای خار هجران صبر بلبل بایدشمرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدشکار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدشراهرو گر صد هنر دارد توکل بایدشهر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدشاین دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدشدور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدشعاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search