1 2 3 4 5 6 7 8
| باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدشای دل اندربند زلفش از پریشانی منالرند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کارتکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریستبا چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرامنازها زان نرگس مستانهاش باید کشیدساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چندکیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود | | بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدشمرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدشکار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدشراهرو گر صد هنر دارد توکل بایدشهر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدشاین دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدشدور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدشعاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش |