1 2 3 4 5 6 7 8
| بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداعبرکشد آینه از جیب افق چرخ و در آندر زوایای طربخانه جمشید فلکچنگ در غلغله آید که کجا شد منکروضع دوران بنگر ساغر عشرت برگیرطره شاهد دنیی همه بند است و فریبعمر خسرو طلب ار نفع جهان میخواهیمظهر لطف ازل روشنی چشم امل | | شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاعبنماید رخ گیتی به هزاران انواعارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماعجام در قهقهه آید که کجا شد مناعکه به هر حالتی این است بهین اوضاععارفان بر سر این رشته نجویند نزاعکه وجودیست عطابخش کریم نفاعجامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع |