مقام امن و می بی​غش و رفیق شفیق
1
2
3
4
5
6
7
8
9
مقام امن و می بی​غش و رفیق شفیقجهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ استدریغ و درد که تا این زمان ندانستمبه مومنی رو و فرصت شمر غنیمت وقتبیا که توبه ز لعل نگار و خنده جاماگر چه موی میانت به چون منی نرسدحلاوتی که تو را در چه زنخدان استاگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجببه خنده گفت که حافظ غلام طبع توامگرت مدام میسر شود زهی توفیقهزار بار من این نکته کرده​ام تحقیقکه کیمیای سعادت رفیق بود رفیقکه در کمینگه عمرند قاطعان طریقحکایتیست که عقلش نمی​کند تصدیقخوش است خاطرم از فکر این خیال دقیقبه کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیقکه مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیقببین که تا به چه حدم همی​کند تحمیق

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search