به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
1
2
3
4
5
6
7
به وقت گل شدم از توبه شراب خجلصلاح ما همه دام ره است و من زین بحثبود که یار نرنجد ز ما به خلق کریمز خون که رفت شب دوش از سراچه چشمرواست نرگس مست ار فکند سر در پیشتویی که خوبتری ز آفتاب و شکر خداحجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشتکه کس مباد ز کردار ناصواب خجلنیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجلکه از سوال ملولیم و از جواب خجلشدیم در نظر ره روان خواب خجلکه شد ز شیوه آن چشم پرعتاب خجلکه نیستم ز تو در روی آفتاب خجلز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search