بشری اذ السلامه حلت بذی سلم
1
2
3
4
5
6
7
بشری اذ السلامه حلت بذی سلمآن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داداز بازگشت شاه در این طرفه منزل استپیمان شکن هرآینه گردد شکسته حالمی​جست از سحاب امل رحمتی ولیدر نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفتساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بودلله حمد معترف غایه النعمتا جان فشانمش چو زر و سیم در قدمآهنگ خصم او به سراپرده عدمان العهود عند ملیک النهی ذممجز دیده​اش معاینه بیرون نداد نمالان قد ندمت و ما ینفع الندمحافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search